آیا مجتبی پشت فرمان است؟ – به قلم کاوه کامرانیان

کاوه کامرانیان – خامنه‌ای می‌داند که اگر افسار این رژیم به دست غیر بیفتد، برخانواده او همان می‌رود که بر خانواده خمینی و به‌خصوص احمد خمینی رفت. زمانی که در رژیم کمونیستی کره شمالی جانشینی موروثی شده است، چرا در نظام اسلامی که موروثی بودن یک سنت است، اجرا نشود. برای جانشینی فرزندش شاید نگران سپاه باشد، ولی نگران مجلس خبرگان نیست. برای این که می‌داند اگر سپاه یک پارچه پشت سرمجتبی باشد وبه نمایندگان مجلس خبرگان که اکثر آن‌ها و فرزندانشان آلودگی‌های مالی دارند، یک تشر بزند، به مجتبی که سهل است به یزید بن معاویه هم رای می‌دهند. مجتبی خامنه‌ای بیست ساله بود که پدرش رهبر جمهوری اسلامی شد. او سی سال است که در تاریکخانه بیت، شریک توطئه‌گری‌ها است. آموختنی‌ها را از توطئه گران آموخته و به تدریج مردان نیرومند بیت را با حمایت پدرش پشت سر گذاشته و به نفردوم نظام تبدیل شده است.

پس از آن‌که خامنه‌ای رهبرشد، گروهی از اعضای گردان حبیب، گردانی که مجتبی در زمان جنگ عضوی از آن بود، به تدریج به دورمجتبی جمع شدند وحلقه امنیتی مخوفی را تشکیل دادند که عامل بسیاری از سرکوب‌های بعد بود. چهره شاخص این حلقه امنیتی حسین‌طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه و یکی از یاران بسیار نزدیک مجتبی است. مجتبی برای این‌که ضعف پدررا در زمینه اجتهاد نداشته باشد، کلاس درس خارج خود را از ۱۰ سال پیش دربیت با ۲۵ شاگرد شروع کرد و بعدا تدریس را در قم ادامه داد و تعداد شاگردان او به چند صد نفر رسید.
محمدی گلپایگانی می‌گوید که مجتبی خامنه‌ای به درجه اجتهاد رسیده وحتی تعدادی از شاگردانش نیزمجتهد شده‌اند. نام مجتبی از انتخابات سال ۱۳۸۴ بر سر زبان‌ها افتاد. ناطق نوری به خامنه‌ای می‌گوید که آقازاده شما از احمدی نژاد حمایت می‌کند وخامنه‌ای در جوابش می‌گوید که مجتبی آقاست نه آقازاده. کروبی نیز نامه‌ای انتقادآمیز می‌نویسد واز دخالت‌های مجتبی در انتخابات انتقاد می‌کند ولی خامنه‌ای جواب او را به تندی می‌دهد و می‌گوید که اجازه بحران سازی به کسی نمی‌دهد. انتخابات ۱۳۸۸ نشان داد که میزان اختیارات مجتبی خامنه‌ای دراداره کشورو به‌خصوص درمسائل امنیتی، بسیار گسترده‌تر از آن است که تصورمی‌شد. شواهد بعدی نشان داد که مجتبی ازعوامل مهم سرکوب در وقایع سال ۸۸ بود.
پس از انتخابات ۸۸ دخالت مجتبی خامنه‌ای و حلقه تحت امر او در تمام امورمخصوصا در زمینه سرکوب واحکام قضایی گسترش یافت. بخشی از نامه صادق لاریجانی به علی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۹به نقل از جرس این فرضیه را تایید می‌کند:
“اگر چه حضرتعالی پذیرفتید که این کمیته زیر نظر مستقیم رئیس قوه قضائیه انجام وظیفه کند، اما متاسفانه این کمیته مصدرعملی تصمیمات قضائی نبود. احکام قضائی در دفتر شما [مقام معظم رهبری] توسط آقازاده محترم آقاسید مجتبی، حجت الاسلام سردار حسین طائب [فرمانده وقت بسیج و رئیس کنونی سازمان اطلاعات سپاه] و سردار محمدرضا نقدی [فرمانده فعلی بسیج] صادر و به آقای رئیسی عضو این کمیته ابلاغ می‌شد. من چند بار خواستم آقای رئیسی را عزل کنم، آقا سیدمجتبی اجازه نداد. اگر چه ظاهرا بنده رئیس قوه قضائیه هستم، اما در واقع این فرزند شماست که از طریق ابراهیم رئیسی حکم قضائی صادر می‌کند”.
ندای سبز از قول یکی از مدرسین حوزه علمیه می‌نویسد زمانی که عده‌ای از پیامدهای بازداشت و یا حصر موسوی و کروبی ابراز نگرانی کردند، خامنه‌ای گفت: ” اشراف به این پرونده و پیامدهای سیاسی و امنیتی را آقا سید مجتبی و کارشناسان مورد اعتماد بنده به عهده دارند و جای نگرانی نیست”.
محمد سرفراز به نقش مجتبی خامنه‌ای در برکناری‌اش از مدیریت صدا و سیما چنین اشاره می‌کند: “در تعطیلات فروردین ماه ۹۵ [قبل از اعلام استعفا] جلسه‌ای با آقای طائب [رئیس سازمان اطلاعات سپاه] داشتم و گفتم که من تشکر می‌کنم از شما و چون ممکن است آقایان را نبینم، از طرف من از آقای حسین محمدی [معاون بررسی دفتر رهبری] و حاج‌آقا مجتبی تشکر کنید، زیرا زمینه را فراهم کردید که من از صداوسیما بروم و این جای تشکر دارد و من راحت می‌شوم. او به‌جای این‌که تکذیب کند، گفت خوب می‌خواهی بعدش چه کار کنی؟ گفتم بازنشسته می‌شوم.”
در کتاب روایت یک استعفا به آن‌چه به خامنه‌ای نیز گفته است، اشاره می‌کند. یک حکومت پنهانی در حکومت که هم پول دارد، هم رسانه در داخل و خارج دارد و هم ابزار امنیتی دارد، علیه سازمان در حال برنامه‌ریزی است. خامنه‌ای علی‌رغم این‌که پس از این گفتگو به او می‌گوید که در سازمان بمان، دو ماه بعد با استعفایش موافقت می‌کند و به نامه آخر اونیز جواب نمی‌دهد. کاملاً مشخص است که دولت پنهان نظرخامنه‌ای را عوض کرده است.

به نقل از سحام‌نیوز محمدی گلپایگانی سال گذشته در قم در خانه یکی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه ضمن تعریف و تمجید فراوان از مجتبی خامنه‌ای گفته است که هم اکنون رهبری بخشی از مسئولیت‌های خودش را به مجتبی محول کرده است.
مواردی که گفته شد به چند سال قبل برمی‌گردد، ولی اکنون که خامنه‌ای دچار ضعف جسمی و مهمتر ازآن تشتت فکری است وسخنرانی‌های اخیرش کاملاً تشتت فکری او را نشان می‌دهد. مجتبی اختیارات بیشتری دارد و عملاً کارهای خامنه‌ای را به عهده گرفته است.
خامنه‌ای خطیب خوبی بود ولی سالهاست خطابت را با وقاحت اشتباه گرفته است. تغییرات اخیر از جمله، انتصاب رئیسی که ۱۴ سال شاگرد درس خارج خامنه‌ای بوده واز یاران نزدیک مجتبی است، به ریاست قوه قضاییه، چیدن بال وپر لاریجانی‌ها، تعویض امام جمعه‌ها تحت عنوان جوانگرایی با کسانی که یا شاگرد خامنه‌ای و یا شاگرد مجتبی بوده‌اند؛ جابجایی‌های گسترده در سپاه، ارتش، نیروهای انتظامی و نهادهای امنیتی و سرانجام تشکیل مجلسی فرمایشی و انتصاب قالیباف به ریاست آن و به زودی انتخاب رئیس جمهوری دست آموز، بسترسازی برای به زعم خودشان عبوراز بحران و فرود آرام مجتبی بر اریکه قدرت است، البته اگر تا آن زمان رژیم از هم نپاشد.
خواباندن اعتراضات سال ۹۶ و قتل عام سال ۹۸، پرونده سازی و حبس‌های طویل‌المدت برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، کار دولت پنهان به ریاست مجتبی وبا تایید علی خامنه‌ای است. علت این اقدامات هراس از فروپاشی و هدف آن انفعال مخالفین و تعمیق سیاست النصر بالرعب، سیاست مورد علاقه خامنه‌ای است. نیروهای امنیتی اطراف اومعماران خشونت هستند وازهیچ جنایتی ابا ندارند. حلقه امنیتی بیت ناخودآگاه فازسوم ونهایی نظام‌های توتالیتر را به اجرا گذاشته است.
به نظر هانا آرنت فیلسوف آلمانی، نظام‌های توتالیتر در طول حیات خود سه فاز دارند. در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه می‌افتند، انگار بهشت گمشده خود را یافته‌اند. ایدئولوژی را دربست می‌پذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند. در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده‌های فریبنده رهبران تحقق نیافته است. مردم از نظام دلزده و مایوس می‌شوند. در این فاز گروهی به فکر اصلاحات می‌افتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمی‌توان تغییر داد، اصلاحات راه به جایی نمی‌برد. فاز سوم، فاز نهایی نظام‌های توتالیتر است. در این فاز متولیان تمامیت خواه سعی می‌کنند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هر کس با آن‌ها کوچکترین زاویه‌ای داشته باشد را از دایره خودی‌ها می‌رانند. تصفیه‌های گسترده شروع می‌شود و دایره خودی‌ها کوچک و کوچکترو ناکارآمدی‌ها عمیق‌تر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر می‌شود و نهایتاً سیل اعتراضات می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد. جمهوری اسلامی در این فاز قرار دارد.
دولت پنهان به نیابت از طرف علی خامنه‌ای و به رهبری مجتبی خامنه‌ای سعی می‌کند حکومتی یکدست تشکیل داده و با بهره گیری از خشونت عریان، فروپاشی محتوم را عقب بیندازد. ولی به زودی شاهد خواهد بود که موش‌های خودی و فربه رژیم، خود را از کشتی شکسته و شعله‌ور نظام به بیرون پرتاب می‌کنند.
کاوه کامرانیان
خرداد ۱۳۹۹